من نفس می کشم... یه نفس عمیق....با تمام وجود....
من خوشحالم...
خوشحال!!!
من می خواهم جدولهای بد بوی کنار خیابان را طی کنم....ولی این بار از سر سر مستی!!!
من می خواهم همه ی گلهای حیاط خونه ی بابا بزرگ ماله من باشند...
من پفک دوست دارم....
من لواشک غیر بهداشتی می خورم
من می خواهم جیغ بزنم.....ولی این بار خوشحالیم رو...
خوشحالیه بی دلیلم رو...
من می خوام حسم رو داد بزنم....
اینو دوست دارم
می خواهم در اتاق تاریکم ساعتها دراز بکشم و به سقف خیره شم ....
من می خواهم روزی 1000 بار خودمو در آیینه نگاه کنم....
من می خواهم موهای بلندم رو بارها و بارها شانه کنم...
من می خوام بدوم....با تمام سرعت....
من می خوام پنجرها رو تا آخر باز کنم...
من می خواهم آهنگ مورد علاقم رو با صدای بلند گوش کنم
من می خوام بپرم و بابام رو بوس کنم
من می خوام سرمو بزارم رو پاهای مامان تا موهامو ناز کنه
من می خواهم هر چی خواهرم گفت بگم چشم...
من واژه ی دوست داشتن رو این روزها تکرار می کنم....
این روزا من خودم رو دوست دارم
این روزا من قدم زدن توی خیابونا رو دوست دارم
این روزا من لبخند زدن رو دوست دارم
این روزا من...
همه رو دوست دارم....
تمام آدمهایی که از کنارم می گذرند...
تمام غریبه ها...
من همه رو دوست دارم...
این روزا من میخوام خوشحالیم رو تقسیم کنم....
گریه کردن رو دوست دارم....اشک هایی که می ریزن از سر بی دلیلی...
این روزا من خونه ی کوچکمون رو دوست دارم..
این روزا من همه چیز رو دوست دارم....
دلم می خواد دوست داشتنی هام رو بغل کنم....
دلم می خواد دوست داشتنی هام رو تکرار کنم....
دلم می خواد بهترین دنیا باشم!!!!!
دلم می خواد قرمز ترین شقایق باشم...
دلم می خواد خودم باشم...
دلم می خواد همه بدونن که خوشحالم یه خوشحالیه بی دلیل.
